ایجاد یک نقشه پیچیده تر از آن چیزی است که به نظر می رسد. زیرا چگونه می توان سطح یک کره را در یک صفحه دو بعدی نشان داد؟ این عملیات به لطف سیستم های پروجکشن امکان پذیر است. با این حال، نقشه‌های به‌دست‌آمده از کامل بودن فاصله زیادی دارند و حاوی تعدادی اعوجاج هستند. بنابراین، انتخاب سیستم نمایش خنثی نیست و اغلب دیدگاه خاصی از جهان را منتقل می کند.
[در ویدیو] نقشه‌برداری جنگل به صورت سه‌بعدی مانند قبل از آن شرکت Outsight، رهبر در هوش فضایی سه‌بعدی، یک راه‌حل خودکار ایجاد کرده است که قادر به انجام نقشه‌برداری 360 درجه جنگل در زمان واقعی است. این راه حل از فناوری لیدار برای تعیین مکان هر درخت در حین حرکت افسر جنگل استفاده می کند، که سپس می تواند به صورت دیجیتالی آن را با اطلاعات اضافی (گونه های درخت، وجود حشرات و غیره) برچسب گذاری کند. © Outsight
در کارتوگرافی، دو نقطه عطف عمده وجود دارد. اولین مورد البته تحقق خود نقشه است، با استفاده از جمع آوری داده های مختلف (توپوگرافی، عمق سنجی ، نقشه راه، کاداستر …) با توجه به طول و عرض جغرافیایی . دوم نمایش گرافیکی آن است. این مرحله آخر برای خواندن نقشه ضروری است.
اما تصور کنید یک توپ فوتبال از وسط نصف شود و سعی کنید آن را صاف کنید… شما به آن نخواهید رسید، مگر با ایجاد برش های جدید یا کشش توپ در مکان ها، ایجاد اعوجاج. بنابراین، برای ایجاد نقشه‌های جهانی که به خوبی می‌شناسیم، نقشه‌نگاران مجبور به استفاده از سیستم‌هایی هستند که به آن سیستم‌های پروجکشن می‌گویند، که به هر نقطه از سطح یک کره اجازه می‌دهد روی یک سطح صاف نمایش داده شود. با این حال، این عملیات را نمی توان بدون تحریف انجام داد.
تعداد زیادی سیستم پروجکشن وجود دارد که هر کدام ویژگی های بسیار خاصی دارند. چرا این تنوع؟ کاملاً ساده برای اینکه بتوانیم خود را با منطقه تحت پوشش تطبیق دهیم و بتوانیم آن را تا حد امکان صادقانه نشان دهیم، یعنی با حداقل تغییر شکل. بدیهی به نظر می رسد که هر چه منطقه مورد نظر کوچکتر باشد، نمایندگی وفادارتر خواهد بود. برعکس، یک نقشه جهان حاوی حداکثر اعوجاج است و اینجاست که اپراتور باید انتخاب کند که می‌خواهد روی کدام منطقه تمرکز کند.
اگر او خط استوا را انتخاب کند، مطمئناً یک برآمدگی از نوع استوانه ای، مماس بر استوا، مانند برآمدگی مرکاتور را انتخاب خواهد کرد. مزیت این برجستگی این است که زوایا را حفظ می کند (می گوییم مطابق است) اما در فواصل و نواحی تغییر شکل ایجاد می کند. در این سیستم هر چه به قطب ها نزدیکتر باشد تغییر شکل بیشتر می شود. بنابراین گرینلند به بزرگی آفریقا به نظر می رسد، در حالی که 14 برابر بزرگتر است. طبق تعریف، قطب‌ها را نمی‌توان با این پیش‌بینی نشان داد، همانطور که گسترش نامتناسب قطب جنوب نشان می‌دهد . اجازه دهید به عنوان نمونه های دیگر، طرح پیترز را ذکر کنیم، که یک برآمدگی معادل است (به صورت محلی مناطق را حفظ می کند)، و UTM ( جهانی متقاطع مرکاتور) پیش بینی منسجم که جهان را به پرتوهایی با طول جغرافیایی 6 درجه تقسیم می کند.
اصول طرح ریزی مرکاتور. © USGS، Wikimedia Commons، دامنه عمومی
اگر هدف نقشه‌برداری از نیمکره شمالی باشد ، اپراتور ترجیح می‌دهد یک برجستگی مخروطی مانند لامبرت (کنفرم) را انتخاب کند. سپس نوک مخروط بر روی محور قطب شمال متمرکز می‌شود و مخروط برآمده می‌تواند در امتداد یک یا دو موازی بر کره مماس یا متقاطع باشد. سپس ناحیه بدون تغییر شکل همان ناحیه ای خواهد بود که در سطح خط مماس قرار دارد، هر چه فرد از این خط بیشتر دور شود، تغییر شکل اهمیت بیشتری دارد. این نوع طرح ریزی است که برای نقشه برداری از سرزمین اصلی فرانسه استفاده می شود.
برآمدگی مخروطی منسجم لامبرت. © USGS، Mysid، Wikimedia Commons، دامنه عمومی
نوع دیگری از برجستگی وجود دارد، برآمدگی ازیموتال، که با تاباندن هر نقطه از دایره بر روی صفحه مماس بر یک نقطه، یا تقاطع به دایره ساخته می شود. برجستگی قطبی آزیموتال به ویژه برای خطوط هوایی که از ناحیه قطب عبور می کنند استفاده می شود.
طرح ریزی استریوگرافی آزیموتال، طرح ریزی در یک صفحه مماس به قطب جنوب انجام می شود. © Traroth، Wikimedia Commons، CC by-sa 3.0
بنابراین هر طرحی دارای مزایا و معایب خود است و با توجه به هدف کارتوگرافی انتخاب خواهد شد. به خاطر داشته باشید که پیش بینی ها می توانند بر پنج پارامتر مختلف تأثیر بگذارند: مناطق (منطقه ها)، زوایا، خطوط، فواصل، جهت ها. قبل از خواندن نقشه، خوب است ببینید که از کدام سیستم طرح ریزی استفاده شده است. زیرا اگر تحریف و تغییر شکل دشمن دانشمندان باشد ، این نوع سوگیری در سطح سیاسی و عقیدتی مورد توجه قرار گرفته است. انتخاب این یا آن طرح در واقع می تواند به انتقال ایده ها کمک کند. به عنوان مثال، طرح مرکاتور به طور طبیعی کشورهای نیمکره شمالی را که از نظر عرض جغرافیایی بالاتر و در نتیجه انحراف بیشتری نسبت به کشورهای نزدیک به استوا دارند، برجسته می کند. بنابراین مساحت اروپا برابر با آمریکای جنوبی می شود، در واقع دو برابر بیشتر.
برعکس، برجستگی پیترز که به شدت قاره‌ها و زوایای آن را منحرف می‌کند و در عین حال سطح را حفظ می‌کند، زمین‌های واقع در عرض‌های جغرافیایی بالا را خرد می‌کند، در حالی که آن‌هایی که نزدیک به استوا هستند کشیده‌اند و آفریقا و قاره آمریکای جنوبی را برجسته می‌کنند. این طرح به طور مشخص در دهه 1970 برای تقویت گفتمان سیاسی سازمان های غیردولتی در مورد ظهور کشورهای جهان سوم به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفت.
طرح پیترز © Mdf، Wikimedia Commons، دامنه عمومی
یک طرح ریزی لزوماً روی یک نقطه متمرکز است. کشور یا منطقه در مرکز به طور خودکار چشم را جلب می کند و به آن در رابطه با سایر کشورهایی که به مرز نقشه تنزل داده شده اند اهمیت می دهد. در قرن شانزدهم ، مركاتور به طور طبيعي تصميم گرفت كه بر روي اروپا تمركز كند و كره زمين را در وسط اقيانوس آرام قطع كند. این تمرکز حاکی از اهمیت اقتصادی قاره کهن است، که در آن زمان در رابطه با آمریکا و خاور دور غالب بود، سپس تا حد زیادی ناشناخته بود.
نقشه جهان در طرح مرکاتور مربوط به سال 1569. © Gerardus Mercator، Wikimedia Commons، مالکیت عمومی
در سال 1979، استوارت مک آرتور طرح جدیدی را پیشنهاد کرد که جهان را گیج کرد اما نشان داد که چگونه کارتوگرافی یک هنر ذهنی است. بر اساس پیش‌بینی پیترز، استرالیایی قطب‌ها را معکوس می‌کند (و بله، چرا که نه؟)، بنابراین بر نیمکره جنوبی تأکید می‌کند و نقشه را روی استرالیا متمرکز می‌کند، که عموماً به لبه‌های صفحه‌کره‌های سنتی کاهش می‌یابد. این کارت به ویژه توسط دولت استرالیا برای احیای مجدد احساسات میهن پرستانه مورد استفاده قرار گرفت.
طرح پیترز معکوس شد، در مرکز استرالیا. © Poulpy، Wikimedia Commons، دامنه عمومی
بنابراین کارتوگرافی یک علم دقیق نیست و انتخاب یک سیستم طرح ریزی هرگز خنثی نیست. این یک تفسیر باقی می ماند که قادر به انتقال دیدگاه خاصی از جهان است.
!
از ثبت نام شما سپاسگزاریم.
خوشحالم که شما را در میان خوانندگان ما قرار می دهم!
کاوشگر: اینجا قدیمی ترین نقشه توپوگرافی در جهان است

source

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *